weitersahen
ادامه دادند دیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
ادامه دادن به تماشای یک رویداد، فیلم یا نمایش.
- Nach der ersten Halbzeit beschlossen wir, das Spiel weiterzusehen.پس از نیمه اول، تصمیم گرفتیم به تماشای بازی ادامه دهیم.
- Trotz der Länge des Films sahen wir bis zum Ende weiter.علیرغم طولانی بودن فیلم، ما تا انتها به تماشای آن ادامه دادیم.
2
kein spezifischer Fall
توانایی درک یا پیشبینی پیامدهای بلندمدت یک وضعیت یا تصمیم؛ نگاه کردن به آینده.
- Man muss weitersehen und nicht nur an die unmittelbaren Konsequenzen denken.باید به آینده نگریست و تنها به پیامدهای فوری فکر نکرد.
- Er hat die Fähigkeit, weit zu sehen und strategische Entscheidungen zu treffen.او توانایی دیدن دور و اتخاذ تصمیمات استراتژیک را دارد.