فعل
به جلو هل دادن، ادامه دادن هل دادن
معانی و تعاریف weiterschieben:
- (فیزیکی) چیزی را جلوتر یا دورتر هل دادن
- (مجازی) کاری را به زمان دیگری موکول کردن، به تعویق انداختن
- (مجازی) مسئولیت یا وظیفهای را به شخص دیگری محول کردن
جملات نمونه برای weiterschieben:
Das Begleitpersonal bat daraufhin die Fahrgäste auszusteigen und den Zug zu schieben. Der Lokführer hatte nicht auf eine Diesellok warten wollen, die den Zug hätte ''weiterschieben'' können.
پرسنل همراه سپس از مسافران خواستند پیاده شوند و قطار را هل دهند. راننده لوکوموتیو نمیخواست منتظر لوکوموتیو دیزلی بماند که میتوانست قطار را به جلو هل دهد.
Er schob den Stuhl ein Stück weiter.
او صندلی را کمی جلوتر هل داد.
Wir müssen die Kisten noch ein paar Meter weiterschieben.
ما باید جعبهها را چند متر دیگر جلوتر هل دهیم.