weiterschlafen

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐˌʃlaːfn̩/
Wortzerlegung: weiter·schla·fen
فعل

به خوابیدن ادامه دادن، دوباره خوابیدن

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

پس از بیدار شدن کوتاه یا وقفه در خواب، مجدداً به خوابیدن ادامه دادن

  • Ich bin kurz um drei Uhr aufgewacht, konnte aber sofort weiterschlafen.من ساعت سه مدت کوتاهی بیدار شدم، اما توانستم بلافاصله به خوابیدن ادامه دهم.
  • Du kannst ruhig weiterschlafen, es ist erst sechs Uhr morgens.می‌توانی با خیال راحت به خوابیدنت ادامه دهی، تازه ساعت شش صبح است.