weitertragen
ادامه دادن به حمل، پخش کردن (اطلاعات)، منتقل کردن (سنت/فرهنگ)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) weitertragen
بار یا شیئی را مسافتی بیشتر یا به مکانی بعدی حمل کردن
- Er musste die schweren Kisten noch ein Stück weitertragen.او مجبور بود جعبههای سنگین را کمی بیشتر حمل کند.
- Kannst du die Tasche bis zum Auto weitertragen?میتوانی کیف را تا ماشین ادامه دهی و ببری؟
2
etwas (Akkusativ) weitertragen
خبر، شایعه یا اطلاعاتی را به افراد بیشتری بازگو کردن و گسترش دادن
- Bitte tragen Sie diese vertrauliche Information nicht weiter.لطفاً این اطلاعات محرمانه را پخش نکنید.
- Sie hat die Gerüchte im ganzen Dorf weitergetragen.او شایعات را در تمام روستا پخش کرد.
3
etwas (Akkusativ) + an + Akkusativ weitertragen
ارزشهای فرهنگی، سنت، دانش یا میراثی را به نسلها یا افراد بعدی منتقل کردن
- Es ist wichtig, kulturelle Werte an die nächste Generation weiterzutragen.مهم است که ارزشهای فرهنگی را به نسل بعدی منتقل کنیم.
- Die Familie hat die alten Rezepte über Generationen weitergetragen.خانواده دستور پختهای قدیمی را نسل به نسل منتقل کرده است.