weiterzubeschäftigen
به کار گماشتن، ادامه دادن به استخدام
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ + mit + Dativ
ادامه دادن به استخدام یا اشتغال فردی، معمولاً در شرایطی که ممکن بود پایان یابد یا تغییر کند.
- Der Arbeitgeber entschied sich, seine Angestellten trotz der wirtschaftlichen Unsicherheit weiterzubeschäftigen.کارفرما تصمیم گرفت علیرغم عدم اطمینان اقتصادی، کارکنان خود را به کار گماشته نگه دارد.
- Nach dem erfolgreichen Projektabschluss wurde vereinbart, das Kernteam für weitere sechs Monate weiterzubeschäftigen.پس از اتمام موفقیتآمیز پروژه، توافق شد که تیم اصلی برای شش ماه دیگر به اشتغال ادامه دهد.