weiterzuerzählen
بازگو کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
ادامه دادن به نقل یک داستان، روایت یا خبر به گونهای که شنونده قبلاً از آن اطلاع داشته است، یا به منظور انتقال آن به شخص ثالث.
- Der Journalist setzte die Geschichte fort, um sie dem Publikum weiterzuerzählen.روزنامهنگار داستان را ادامه داد تا آن را برای مخاطبان بازگو کند.
- Sie bat ihn, die aufregenden Neuigkeiten ihren Eltern weiterzuerzählen.او از او خواست که خبرهای هیجانانگیز را به والدینش منتقل کند.