weiterzuerzählen

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐt͡suːʔɛɐ̯ˌt͡sɛːlən/
Worttrennung: wei·ter·zu·er·zäh·len
Erweiterter Infinitiv

بازگو کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

ادامه دادن به نقل یک داستان، روایت یا خبر به گونه‌ای که شنونده قبلاً از آن اطلاع داشته است، یا به منظور انتقال آن به شخص ثالث.

  • Der Journalist setzte die Geschichte fort, um sie dem Publikum weiterzuerzählen.روزنامه‌نگار داستان را ادامه داد تا آن را برای مخاطبان بازگو کند.
  • Sie bat ihn, die aufregenden Neuigkeiten ihren Eltern weiterzuerzählen.او از او خواست که خبرهای هیجان‌انگیز را به والدینش منتقل کند.