weiterzuflüchten
برای مهاجرت کردن (به مکانی دیگر)
Bedeutungen
1
nicht spezifiziert (oft mit Richtung)
ادامه دادن فرار از یک موقعیت خطرناک یا ناگوار، یا گریختن به سمت یک مکان امنتر یا دورتر؛ غالباً در جملات مرکب با 'um...zu' یا مشابه آن.
- Sie hatten keine andere Wahl, als vor der herannahenden Gefahr weiterzuflüchten.آنها چارهای جز ادامه فرار از خطر نزدیک شونده نداشتند.
- Die Flüchtlinge versuchten, in ein neutrales Land weiterzuflüchten, um dort Schutz zu finden.پناهندگان تلاش کردند تا برای یافتن پناهگاه در آنجا، به کشوری بیطرف بگریزند.