weiterzumüssen
مجبور بودن به ادامه دادن
Bedeutungen
1
keine Angabe (oft mit Infinitiv)
ناگزیر بودن از ادامه دادن یک مسیر، کار یا وضعیت، حتی در صورت وجود موانع یا تمایل به توقف.
- Trotz der widrigen Umstände musste die Expedition unter allen Bedingungen weiterzumüssen.با وجود شرایط نامساعد، هیئت اعزامی مجبور بود به هر قیمتی به پیشروی ادامه دهد.
- Er fühlte sich erschöpft, aber er wusste, dass er weiterzumüssen, um sein Ziel zu erreichen.او احساس خستگی میکرد، اما میدانست که برای رسیدن به هدفش باید به پیشروی ادامه دهد.