weiterzutöten
به قتل ادامه دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
ادامه دادن به عمل کشتن یا قتل، اغلب با اشاره به بیرحمی یا اجتنابناپذیری در یک موقعیت خاص، مانند جنگ یا درگیری.
- Die Soldaten erhielten den Befehl, trotz des hohen Blutzolls weiterzutöten, bis der Feind vollständig vernichtet war.سربازان دستور دریافت کردند که علیرغم تلفات سنگین به کشتار ادامه دهند تا زمانی که دشمن کاملاً نابود شود.
- In diesem dystopischen Roman wird die Menschheit gezwungen, unter Androhung von Gewalt weiterzutöten, um zu überleben.در این رمان پادآرمانشهری، بشریت مجبور میشود برای بقا، تحت تهدید خشونت به قتل ادامه دهد.