weiträumig
وسیع، گسترده، پهناور
Bedeutungen
1
دارای مساحت یا فضای زیاد؛ گسترده و وسیع.
- Das Anwesen verfügt über einen weiträumigen Garten.این ملک دارای یک باغ وسیع است.
- Die Stadt plant den Bau eines neuen, weiträumigen Einkaufszentrums.این شهر در حال برنامهریزی برای ساخت یک مرکز خرید جدید و گسترده است.
- Wir saßen in einem weiträumigen Saal.ما در یک سالن وسیع نشسته بودیم.
2
با فاصله زیاد بین اجزا یا عناصر؛ پراکنده.
- Die Häuser stehen hier weiträumig verteilt.خانهها در اینجا با فاصله زیاد از هم پراکنده شدهاند.
- Er parkte sein Auto in einem weiträumigen Abstand zum Vordermann.او ماشین خود را با فاصله زیادی از ماشین جلویی پارک کرد.
- Die Möbel waren weiträumig im Raum angeordnet.مبلمان با فاصله زیاد در اتاق چیده شده بودند.