weiträumig

Aussprache: /ˈvaɪ̯tˌrɔɪ̯mɪç/
Worttrennung: weit·räu·mig
صفت

وسیع، گسترده، پهناور

Bedeutungen

1

دارای مساحت یا فضای زیاد؛ گسترده و وسیع.

  • Das Anwesen verfügt über einen weiträumigen Garten.این ملک دارای یک باغ وسیع است.
  • Die Stadt plant den Bau eines neuen, weiträumigen Einkaufszentrums.این شهر در حال برنامه‌ریزی برای ساخت یک مرکز خرید جدید و گسترده است.
  • Wir saßen in einem weiträumigen Saal.ما در یک سالن وسیع نشسته بودیم.
2

با فاصله زیاد بین اجزا یا عناصر؛ پراکنده.

  • Die Häuser stehen hier weiträumig verteilt.خانه‌ها در اینجا با فاصله زیاد از هم پراکنده شده‌اند.
  • Er parkte sein Auto in einem weiträumigen Abstand zum Vordermann.او ماشین خود را با فاصله زیادی از ماشین جلویی پارک کرد.
  • Die Möbel waren weiträumig im Raum angeordnet.مبلمان با فاصله زیاد در اتاق چیده شده بودند.