welken
پژمرده شدن، خشک شدن (گیاه)؛ (مجازی، ادبی) از بین رفتن، محو شدن
Beispiele
- Der Blumenstrauß war sehr schön, aber nun fängt er schon an zu ''welken.دسته گل بسیار زیبا بود، اما حالا دارد پژمرده میشود.
- Die Vorschusslorbeeren ''welken'' jedoch angesichts der wachsenden Unsicherheiten bezüglich des erwarteten Wahlausgangs.اما تحسینهای اولیه در مواجهه با عدم قطعیتهای فزاینده در مورد نتیجه مورد انتظار انتخابات، پژمرده میشوند.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
(گیاهان، گلها) پژمرده شدن، خشک شدن، طراوت خود را از دست دادن
- Die Blumen welken schnell ohne Wasser.گلها بدون آب سریع پژمرده میشوند.
- Ihre Schönheit ist mit den Jahren gewelkt.زیبایی او با گذشت سالها پژمرده شده است.