wellenförmig
موجشکل، موجدار
Bedeutungen
1
دارای شکلی شبیه به موج؛ منحنی و متناوب.
- Die Straße verlief wellenförmig durch die hügelige Landschaft.جاده به صورت موجدار از میان منظره تپهای عبور میکرد.
- Er schnitt das Haar seiner Kundin in wellenförmige Strähnen.او موهای مشتری خود را به صورت موجدار کوتاه کرد.
- Die Oberfläche des Sees war leicht wellenförmig.سطح دریاچه کمی موجدار بود.