wellnessen
رفاه و سلامتی را تجربه کردن
Beispiele
- Oder ich bleibe auf dem Schiff und ''wellnesse.یا من در کشتی میمانم و از امکانات رفاهی استفاده میکنم.
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
به طور فعال و هدفمند درگیر فعالیتهایی شدن که به ارتقاء سلامت جسمی و روانی، آرامش و رفاه فردی منجر میشود، اغلب در چارچوب برنامههای تخصصی یا سبک زندگی مدرن.
- Die Klienten des Luxusresorts wellnessen sich in den hochmodernen Einrichtungen und genießen die ganzheitliche Betreuung.مشتریان استراحتگاه لوکس در امکانات بسیار مدرن به سلامتی خود میپردازند و از مراقبتهای جامع لذت میبرند.
- Im Rahmen des betrieblichen Gesundheitsmanagements wird den Mitarbeitern empfohlen, sich regelmäßig zu wellnessen, um Burnout vorzubeugen.در چارچوب مدیریت سلامت سازمانی، به کارکنان توصیه میشود برای پیشگیری از فرسودگی شغلی، به طور منظم به سلامتی خود بپردازند.