صفت
(سوئیس) فرانسویزبان؛ (قدیمی) رومیتبار، لاتین، فرانسوی یا ایتالیایی
جملات نمونه برای welsch:
„Die Ehr' gegönnt dem Kaiser, der den Herrn / Sich nennt der deutschen und der ''welschen'' Erde“ – ''(Schiller, Wilhelm Tell)''
«عزت ارزانی امپراتوری باد که خود را سرور سرزمین آلمان و سرزمین لاتین/فرانسه مینامد» (شیلر، ویلهلم تل)
„Bald wird dem Reisenden zur freudigen Gewissheit, dass hier kein ''welsches'' Wort die deutsche Ferienfreude stört.“
«به زودی برای مسافر این یقین شادیبخش حاصل میشود که در اینجا هیچ واژه فرانسوی/بیگانهای آرامش تعطیلات آلمانی را بر هم نمیزند.»