weltanschaulich

Aussprache: /ˈvɛltˌanʃaʊ̯lɪç/
Worttrennung: welt·an·schau·lich
صفت

جهان‌بینی‌محور، ایدئولوژیک، مربوط به جهان‌بینی

Bedeutungen

1

مربوط به جهان‌بینی، ایدئولوژی یا مجموعه باورها و دیدگاه‌های یک فرد یا گروه درباره جهان و زندگی.

  • Der Roman setzt sich mit weltanschaulichen Fragen auseinander.این رمان به مسائل جهان‌بینی می‌پردازد.
  • Die beiden Politiker vertreten sehr unterschiedliche weltanschauliche Positionen.این دو سیاستمدار مواضع جهان‌بینی بسیار متفاوتی دارند.
  • Seine Argumentation war stark weltanschaulich geprägt.استدلال او به شدت تحت تأثیر جهان‌بینی بود.