weltanschaulich
جهانبینیمحور، ایدئولوژیک، مربوط به جهانبینی
Bedeutungen
1
مربوط به جهانبینی، ایدئولوژی یا مجموعه باورها و دیدگاههای یک فرد یا گروه درباره جهان و زندگی.
- Der Roman setzt sich mit weltanschaulichen Fragen auseinander.این رمان به مسائل جهانبینی میپردازد.
- Die beiden Politiker vertreten sehr unterschiedliche weltanschauliche Positionen.این دو سیاستمدار مواضع جهانبینی بسیار متفاوتی دارند.
- Seine Argumentation war stark weltanschaulich geprägt.استدلال او به شدت تحت تأثیر جهانبینی بود.