weltentrückt
خیالپرداز، غرق در افکار، بیتوجه به اطراف
Bedeutungen
1
کسی که ذهنش درگیر افکار یا رویاهای خود است و کمتر به محیط اطراف یا واقعیت توجه دارد؛ خیالپرداز، غرق در رؤیا.
- Er wirkte oft weltentrückt, wenn er über seine Erfindungen nachdachte.او اغلب هنگام فکر کردن به اختراعاتش، غرق در افکار به نظر میرسید.
- Die Künstlerin malte Bilder von einer fast weltentrückten Traumlandschaft.این هنرمند تصاویری از یک منظره رؤیایی تقریباً خیالی را نقاشی کرد.
- Mit ihren weltentrückten Augen schien sie in eine andere Welt versunken zu sein.با چشمان خیالپردازش به نظر میرسید که در دنیای دیگری غرق شده است.