weltläufig
جهاندیده، دنیا دیده، با تجربه
Bedeutungen
1
کسی که تجربیات زیادی از سفر و زندگی در نقاط مختلف جهان کسب کرده است؛ دنیا دیده، آگاه به امور جهانی و دارای دیدگاهی وسیع.
- Er war ein weltläufiger Mann, der viele Länder bereist hatte.او مردی جهاندیده بود که کشورهای زیادی را سفر کرده بود.
- Ihre weltläufige Art machte sie zu einer interessanten Gesprächspartnerin.سبک دنیا دیدهاش او را به یک همصحبت جالب تبدیل کرده بود.
- Dank seiner weltläufigen Erfahrungen konnte er sich leicht an neue Kulturen anpassen.به لطف تجربیات جهاندیدهاش، او به راحتی میتوانست با فرهنگهای جدید سازگار شود.