weltverloren

Aussprache: /ˈvɛltfɛɐ̯ˌloːrən/
Worttrennung: welt·ver·lo·ren
صفت

از دنیا بریده، دور از واقعیت، دورافتاده

Bedeutungen

1

کسی که به نظر می‌رسد از مسائل روزمره و واقعیت‌های زندگی بی‌خبر است؛ غرق در افکار خود یا دنیایی خیالی.

  • Er saß mit einem weltverlorenen Ausdruck auf dem Sofa.او با حالتی از دنیا بریده روی مبل نشسته بود.
  • Die Künstlerin lebte in ihrer eigenen, weltverlorenen Welt.این هنرمند در دنیای خیالی و از خود بریده خود زندگی می‌کرد.
  • Manchmal wirkt er ein wenig weltverloren, wenn er über seine Träume spricht.گاهی اوقات وقتی درباره رویاهایش صحبت می‌کند، کمی دور از واقعیت به نظر می‌رسد.