wenn alle Stricke reißen
اگر همه ریسمانها پاره شوند، در بدترین حالت
Bedeutungen
1
در بدترین سناریو ممکن؛ زمانی که تمام راهها و امیدها از دست رفتهاند و هیچ چارهای باقی نمانده است.
- Wenn alle Stricke reißen, werde ich dich um Hilfe bitten müssen.اگر همه راهها مسدود شود، مجبور خواهم شد از تو کمک بخواهم.
- Wir haben einen Notfallplan, falls alle Stricke reißen und die Hauptversorgung ausfällt.ما یک طرح اضطراری داریم، در صورتی که همه چیز خراب شود و منبع اصلی قطع شود.
- Er hat seine Ersparnisse für den Fall aufbewahrt, dass alle Stricke reißen und er arbeitslos wird.او پساندازش را برای روز مبادا نگه داشته بود، در صورتی که همه چیز از دست برود و او بیکار شود.