wennschon, dennschon
حالا که اینطور شد، پس تا تهش برویم؛ حالا که شروع کردیم، پس کامل انجامش دهیم.
Bedeutungen
1
این عبارت نشاندهنده تصمیمی برای ادامه دادن یک کار یا موقعیت، حتی اگر دشوار یا پرهزینه باشد، به دلیل اینکه قبلاً شروع شده یا وضعیت به گونهای است که بازگشت ممکن نیست یا بیفایده است. به معنی 'حالا که شروع شده، پس تا آخرش میرویم'.
- Wir haben schon so viel Geld in dieses Projekt investiert, also wennschon, dennschon, wir machen es fertig.ما قبلاً پول زیادی در این پروژه سرمایهگذاری کردهایم، پس حالا که اینطور شد، پس تا تهش میرویم، آن را تمام میکنیم.
- Ich weiß, es ist spät, aber wennschon, dennschon, lass uns den Film zu Ende schauen.میدانم دیر شده است، اما حالا که شروع کردیم، پس کامل انجامش دهیم، بگذار فیلم را تا آخر ببینیم.
- Der Aufstieg ist sehr anstrengend, aber wennschon, dennschon, wir wollen den Gipfel erreichen.صعود بسیار طاقتفرسا است، اما حالا که اینطور شد، پس تا تهش میرویم، ما میخواهیم به قله برسیم.