فعل
پرت کردن، انداختن؛ زاییدن (حیوانات)
معانی و تعاریف werfen:
- پرتاب کردن، انداختن (یک توپ، سنگ)
- انداختن، پرت کردن (خود را روی چیزی یا کسی)
- به دنیا آوردن (برای حیوانات)
جملات نمونه برای werfen:
Er ''wirft'' den Ball ziemlich weit.
او توپ را نسبتاً دور پرتاب میکند.
Als sie [die Schriftgelehrten und Pharisäer] nun fortfuhren, ihn zu fragen, richtete er [Jesus] sich auf und sprach zu ihnen: Wer unter Euch ohne Sünde ist, der ''werfe'' den ersten Stein auf sie [die Ehebrecherin].
هنگامی که آنها به پرسیدن از او ادامه دادند، او راست نشست و به آنها گفت: هر کس از شما که گناهکار نیست، نخستین سنگ را به سوی او (زن زناکار) پرتاب کند.
Er wirft den Ball.
او توپ را پرتاب میکند.