wegwerfen

Aussprache: /ˈvɛkˌvɛʁfn̩/
Wortzerlegung: weg·wer·fen
فعل

دور انداختن، هدر دادن (خود)، روده بر شدن از خنده

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را دور انداختن یا در سطل زباله ریختن

  • Wirf den Müll bitte in die Tonne weg!لطفاً زباله را در سطل دور بینداز!
  • Man sollte keine essbaren Lebensmittel wegwerfen.نباید مواد غذایی قابل خوردن را دور انداخت.
2 sich + an + Akkusativ

خود را شایسته ندانستن یا برای فردی بی‌ارزش هدر دادن (مجازی)

  • Du solltest dich nicht an diesen Rüpel wegwerfen.نباید خودت را برای این آدم بی‌پروای بی‌ادب هدر دهی.
  • Sie wirft sich an den Erstbesten weg.او خودش را برای اولین کسی که از راه می‌رسد هدر می‌دهد.
3 sich + vor + Dativ

(عامیانه، انعکاسی) از خنده روده بر شدن یا غش کردن

  • Alle haben sich vor Lachen weggeworfen.همه از خنده روده بر شدند.
  • Der Witz war so gut, dass ich mich fast weggeworfen hätte.جوک آن‌قدر خوب بود که نزدیک بود از خنده غش کنم.