einwerfen
به داخل انداختن (نامه/سکه)، در میان صحبت گفتن، شکستن (پنجره)
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ in + Akkusativ)
چیزی را به داخل انداختن (پست کردن نامه یا سکه در دستگاه)
- Er hat den Brief in den Briefkasten eingeworfen.او نامه را در صندوق پست انداخت.
- Bitte werfen Sie eine 1-Euro-Münze ein.لطفاً یک سکه ۱ یورویی وارد کنید (بیندازید).
2
Akkusativ
در میان صحبت دیگران نکته یا نظری را مطرح کردن
- Darf ich dazu kurz eine Frage einwerfen?میتوانم در این باره کوتاهاً سوالی مطرح کنم؟
- Er warf einen kurzen Kommentar in die Debatte ein.او نظر کوتاهی را در مناظره مطرح کرد.
3
Akkusativ
با پرتاب سنگ یا جسم سخت شیشه پنجره را شکستن
- Unbekannte haben die Scheibe des Ladens eingeworfen.افراد ناشناس شیشه مغازه را شکستند.
- Die Randalierer warfen mehrere Fensterscheiben ein.اغتشاشگران چند شیشه پنجره را شکستند.