zuwerfen

Aussprache: /ˈtsuːˌvɛʁfn̩/
Wortzerlegung: zu·wer·fen
فعل

پرتاب کردن برای کسی، محکم بستن (در)، پر کردن (گودال)

Bedeutungen

1 Akkusativ

در یا پنجره را با کوبیدن یا پرتاب کردن محکم بستن

  • Er hat die Tür wütend zugeworfen.او با عصبانیت در را محکم بست.
  • Der Wind hat das Fenster zugeworfen.باد پنجره را محکم بست.
2 Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

چیزی (مثل توپ یا نگاه) را به سمت کسی پرتاب کردن

  • Er hat mir den Schlüssel zugeworfen.او کلید را به سمت من پرتاب کرد.
  • Sie warف ihm einen lächelnden Blick zu.او نگاه لبخندآمیزی به او انداخت.
3 Akkusativ (+ mit + Dativ)

گودال یا خندق را با ریختن خاک پر کردن

  • Sie haben das Loch im Garten mit Erde zugeworfen.آن‌ها چاله داخل باغ را با خاک پر کردند.
  • Der Graben musste schnell zugeworfen werden.خندق باید سریع پر می‌شد.