werkeln

Aussprache: /ˈvɛrkəln/
Wortzerlegung: wer·keln
فعل

(با علاقه و به صورت غیرحرفه‌ای) کار کردن، مشغول کاری بودن، ور رفتن

Beispiele

  • Parallel ''werkelt'' Linden Lab am Geschäftsmodell.به موازات آن، لیندن لب مشغول کار بر روی مدل کسب و کار است.

Bedeutungen

1 an + Dativ

با چیزی به صورت دستی کار کردن، معمولاً برای تعمیر یا ساختن چیزی

  • Er werkelt den ganzen Tag in seiner Werkstatt an alten Radios.او تمام روز در کارگاهش مشغول ور رفتن با رادیوهای قدیمی است.
  • Sie werkelt gerne im Garten und pflanzt Blumen.او دوست دارد در باغچه مشغول کار باشد و گل بکارد.