فعل
کار کردن، فعالیت کردن، ساختن
معانی و تعاریف werken:
- کار کردن، مشغول به کار بودن (معمولاً با دست، در کارگاه، باغ و غیره)
جملات نمونه برای werken:
„Sein Bruder Eduard arbeitete hauptsächlich an Holzintarsien und war somit für die äußere Ausfertigung der Instrumente hauptverantwortlich, jedoch ''werkten'' sie zumindest in den Jahren 1828 und 1829 nicht am gleichen Ort.“
«برادرش ادوارد عمدتاً روی منبتکاری چوب کار میکرد و بنابراین مسئول اصلی ساخت بیرونی سازها بود، اما آنها حداقل در سالهای ۱۸۲۸ و ۱۸۲۹ در یک مکان کار نمیکردند.»
Er werkelt gerne in seiner Werkstatt.
او دوست دارد در کارگاهش کار کند.
Sie werkten den ganzen Tag im Garten.
آنها تمام روز در باغ کار میکردند.