werktätig
شاغل، مشغول به کار
Bedeutungen
1
کسی که مشغول به کار یا فعالیت حرفهای است؛ شاغل.
- Sie ist als Ärztin in einem Krankenhaus werktätig.او به عنوان پزشک در بیمارستان مشغول به کار است.
- Viele Menschen sind werktätig und tragen zum Wirtschaftswachstum bei.بسیاری از مردم مشغول به کار هستند و به رشد اقتصادی کمک میکنند.
- Er ist seit vielen Jahren in der Firma werktätig.او سالهاست که در این شرکت مشغول به کار است.