فعل
ارزیابی کردن، نمره دادن، تلقی کردن
معانی و تعاریف werten:
- ارزش چیزی را تعیین کردن، ارزیابی کردن، رتبهبندی کردن.
- (اغلب با "als") چیزی را به عنوان چیزی در نظر گرفتن، قضاوت کردن.
جملات نمونه برای werten:
Analysten ''werten'' das als schlechtes Vorzeichen für die Marktentwicklung 2005.
تحلیلگران این را نشانهای بد برای روند بازار در سال ۲۰۰۵ ارزیابی میکنند.
Die Punktrichter haben seinen Sprung zu hoch ''gewertet.''
داوران پرش او را بیش از حد بالا نمره دادند.
Seine Zurückhaltung in der Angelegenheit wurde als feige ''gewertet.''
خویشتنداری او در این مسئله، رفتاری بزدلانه تلقی شد.