werten

Aussprache: /ˈvɛʁtn̩/
Wortzerlegung: wer·ten
فعل

ارزیابی کردن، نمره دادن، تلقی کردن

Beispiele

  • Analysten ''werten'' das als schlechtes Vorzeichen für die Marktentwicklung 2005.تحلیلگران این را نشانه‌ای بد برای روند بازار در سال ۲۰۰۵ ارزیابی می‌کنند.
  • Die Punktrichter haben seinen Sprung zu hoch ''gewertet.داوران پرش او را بیش از حد بالا نمره دادند.
  • Seine Zurückhaltung in der Angelegenheit wurde als feige ''gewertet.خویشتن‌داری او در این مسئله، رفتاری بزدلانه تلقی شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

ارزش چیزی را تعیین کردن، ارزیابی کردن، رتبه‌بندی کردن.

  • Die Jury wertete die Leistung der Teilnehmer.هیئت داوران عملکرد شرکت‌کنندگان را ارزیابی کرد.
  • Wie würdest du diesen Film werten?این فیلم را چگونه ارزیابی می‌کنی؟
2 als + Nominativ

(اغلب با "als") چیزی را به عنوان چیزی در نظر گرفتن، قضاوت کردن.

  • Man wertete sein Schweigen als Zustimmung.سکوت او را به منزله رضایت تلقی کردند.
  • Das wird als großer Erfolg gewertet.این یک موفقیت بزرگ تلقی می‌شود.