wertachten

Aussprache: /ˈveːɐ̯tˌʔaxtn̩/
Worttrennung: wert·ach·ten
فعل

ارزش قائل شدن برای، ارج نهادن به، ارزیابی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas wertachten)

چیزی را از نظر ارزش یا اهمیت ارزیابی کردن؛ به چیزی ارزش یا احترام قائل شدن.

  • Wir müssen diese Gelegenheit wertachten.ما باید برای این فرصت ارزش قائل شویم.
  • Er achtet seine Eltern sehr wert.او برای والدینش بسیار ارزش قائل است.
2 als + Akkusativ

چیزی را به عنوان ارزشمند یا مهم در نظر گرفتن.

  • Sie achtet seine Meinung als wichtig wert.او نظر او را مهم تلقی می‌کند.
  • Man sollte die Natur als etwas Besonderes wertachten.باید طبیعت را به عنوان چیزی خاص در نظر گرفت.