wertachten
ارزش قائل شدن برای، ارج نهادن به، ارزیابی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wertachten)
چیزی را از نظر ارزش یا اهمیت ارزیابی کردن؛ به چیزی ارزش یا احترام قائل شدن.
- Wir müssen diese Gelegenheit wertachten.ما باید برای این فرصت ارزش قائل شویم.
- Er achtet seine Eltern sehr wert.او برای والدینش بسیار ارزش قائل است.
2
als + Akkusativ
چیزی را به عنوان ارزشمند یا مهم در نظر گرفتن.
- Sie achtet seine Meinung als wichtig wert.او نظر او را مهم تلقی میکند.
- Man sollte die Natur als etwas Besonderes wertachten.باید طبیعت را به عنوان چیزی خاص در نظر گرفت.