werthalten
ارزش قائل شدن، گرامی داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
برای دوستی، رابطه، سنت یا شخص قدر و ارزش زیادی قائل بودن
- Er hält die Freundschaft zu seinen alten Kollegen sehr wert.او برای دوستی با همکاران قدیمیاش ارزش زیادی قائل است.
- Wir sollten die Traditionen unserer Vorfahren werthalten.ما باید سنتهای اجدادمان را گرامی بداریم.