wertneutral

Aussprache: /ˈveːɐ̯tˌnɔɪ̯traːl/
Worttrennung: wert·neu·tral
صفت

بدون ارزش‌گذاری، خنثی از نظر ارزشی، بی‌طرفانه

Bedeutungen

1

بدون قضاوت ارزشی، بدون بیان نظر شخصی یا سوگیری؛ عینی و بی‌طرفانه.

  • Der Bericht versucht, eine wertneutrale Darstellung der Fakten zu geben.گزارش سعی دارد نمایشی بی‌طرفانه از حقایق ارائه دهد.
  • Als Wissenschaftler muss man wertneutral bleiben.به عنوان یک دانشمند، باید بی‌طرفانه باقی ماند.
  • Die Nachrichten sollten wertneutral über das Geschehen berichten.اخبار باید به طور عینی در مورد وقایع گزارش دهد.