wesensverwandt
همذات، همسرشت، همفکر
Bedeutungen
1
دارای سرشت، طبیعت، روحیه یا طرز فکر مشابه؛ همفکر و همدل.
- Sie fühlten sich sofort als wesensverwandt.آنها بلافاصله احساس کردند که همذات هستند.
- Er hat viele wesensverwandte Freunde gefunden.او دوستان همفکر زیادی پیدا کرده است.
- Die beiden Künstler waren durch ihre ähnliche Auffassung von Kunst wesensverwandt.این دو هنرمند به دلیل دیدگاه مشابهشان به هنر، همسرشت بودند.