anwettern
با عصبانیت خطاب قرار دادن، سرزنش کردن، غرغر کردن
Bedeutungen
1
gegen + Akkusativ (gegen jemanden / etwas anwettern)
با عصبانیت یا شدت علیه کسی یا چیزی صحبت کردن، سرزنش کردن، غرولند کردن.
- Der Chef wetterte gegen die Verspätung seiner Mitarbeiter an.رئیس علیه دیر رسیدن کارمندانش غرولند کرد.
- Sie wetterte gegen die ungerechte Behandlung an.او علیه رفتار ناعادلانه سرزنش کرد.
2
Akkusativ / gegen + Akkusativ
(مجازی) به شدت و با خشم به کسی یا چیزی حمله کلامی کردن.
- Der Politiker wetterte gegen die Opposition an.سیاستمدار به شدت علیه مخالفان سخنرانی کرد.
- Er wetterte die ganze Zeit gegen das neue Gesetz an.او تمام مدت علیه قانون جدید حمله کلامی میکرد.