wettergegerbt
کهنه شده در اثر عوامل جوی، آفتابخورده و زمخت شده
Bedeutungen
1
اشاره به سطحی (مانند پوست، چوب یا پارچه) که به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت در معرض عوامل جوی مانند آفتاب، باد و باران، تغییر رنگ داده، خشک، زمخت یا فرسوده شده است.
- Sein wettergegerbtes Gesicht erzählte Geschichten von vielen Jahren im Freien.چهره آفتابخورده و زمخت او داستان سالها زندگی در فضای باز را روایت میکرد.
- Das alte Holzhaus hatte eine wettergegerbte Fassade.خانه چوبی قدیمی نمای خارجی کهنه شده در اثر عوامل جوی داشت.
- Die Segel waren vom Wind und Wetter gebleicht und wirkten wettergegerbt.بادبانها توسط باد و آب و هوا رنگ پریده و کهنه به نظر میرسیدند.