wettergegerbt

Aussprache: /ˈvɛtɐɡəˌɡɛʁpt/
Worttrennung: wet·ter·ge·gerbt
صفت

کهنه شده در اثر عوامل جوی، آفتاب‌خورده و زمخت شده

Bedeutungen

1

اشاره به سطحی (مانند پوست، چوب یا پارچه) که به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت در معرض عوامل جوی مانند آفتاب، باد و باران، تغییر رنگ داده، خشک، زمخت یا فرسوده شده است.

  • Sein wettergegerbtes Gesicht erzählte Geschichten von vielen Jahren im Freien.چهره آفتاب‌خورده و زمخت او داستان سال‌ها زندگی در فضای باز را روایت می‌کرد.
  • Das alte Holzhaus hatte eine wettergegerbte Fassade.خانه چوبی قدیمی نمای خارجی کهنه شده در اثر عوامل جوی داشت.
  • Die Segel waren vom Wind und Wetter gebleicht und wirkten wettergegerbt.بادبان‌ها توسط باد و آب و هوا رنگ پریده و کهنه به نظر می‌رسیدند.