wetterleuchten

Aussprache: /ˈvɛtɐˌlɔɪ̯çtn̩/
Worttrennung: wet·ter·leuch·ten
فعل

رعد و برق بی‌صدا زدن (در دوردست)، برق زدن (آسمان)، (مجازی) ناگهان ظاهر شدن/بروز کردن

Beispiele

  • Alle Tage Gewitter,« brummt jemand. »Es hat nur ''gewetterleuchtet,''« entgegnet man.هر روز رعد و برق است،» کسی غرغر می‌کند. «فقط برق زده بود،» پاسخ داده می‌شود.

Bedeutungen

1 unpersönlich

برق زدن آسمان در دوردست بدون شنیده شدن صدای رعد (رعد و برق خاموش).

  • Am Horizont wetterleuchtete es, aber kein Donner war zu hören.در افق رعد و برق خاموش می‌زد، اما هیچ رعدی شنیده نمی‌شد.
  • Es wetterleuchtete die ganze Nacht, was auf ein Gewitter hindeutete.تمام شب رعد و برق خاموش می‌زد که نشانه‌ای از طوفان بود.