wetterleuchten
رعد و برق بیصدا زدن (در دوردست)، برق زدن (آسمان)، (مجازی) ناگهان ظاهر شدن/بروز کردن
Beispiele
- Alle Tage Gewitter,« brummt jemand. »Es hat nur ''gewetterleuchtet,''« entgegnet man.هر روز رعد و برق است،» کسی غرغر میکند. «فقط برق زده بود،» پاسخ داده میشود.
Bedeutungen
1
unpersönlich
برق زدن آسمان در دوردست بدون شنیده شدن صدای رعد (رعد و برق خاموش).
- Am Horizont wetterleuchtete es, aber kein Donner war zu hören.در افق رعد و برق خاموش میزد، اما هیچ رعدی شنیده نمیشد.
- Es wetterleuchtete die ganze Nacht, was auf ein Gewitter hindeutete.تمام شب رعد و برق خاموش میزد که نشانهای از طوفان بود.