wettmachen
جبران کردن، مساوی کردن، تلافی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
جبران کردن (یک ضرر، اشتباه، عقبماندگی یا زمان از دست رفته).
- Er versuchte, den verlorenen Boden wettzumachen.او سعی کرد عقبماندگی را جبران کند.
- Wir müssen die verlorene Zeit wettmachen.ما باید زمان از دست رفته را جبران کنیم.
2
Akkusativ
مساوی کردن یا برابری ایجاد کردن در امتیازات مسابقه.
- Die Mannschaft konnte den Rückstand noch wettmachen.تیم توانست عقبماندگی را جبران کرده و مساوی کند.
- Mit diesem Tor haben sie den Fehler wettgemacht.با این گل، آنها اشتباه قبلی را تلافی کردند.