wettmachen

Aussprache: /ˈvɛtˌmaxn̩/
Wortzerlegung: wett·ma·chen
فعل

جبران کردن، مساوی کردن، تلافی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

جبران کردن (یک ضرر، اشتباه، عقب‌ماندگی یا زمان از دست رفته).

  • Er versuchte, den verlorenen Boden wettzumachen.او سعی کرد عقب‌ماندگی را جبران کند.
  • Wir müssen die verlorene Zeit wettmachen.ما باید زمان از دست رفته را جبران کنیم.
2 Akkusativ

مساوی کردن یا برابری ایجاد کردن در امتیازات مسابقه.

  • Die Mannschaft konnte den Rückstand noch wettmachen.تیم توانست عقب‌ماندگی را جبران کرده و مساوی کند.
  • Mit diesem Tor haben sie den Fehler wettgemacht.با این گل، آن‌ها اشتباه قبلی را تلافی کردند.