wichten
وزن دادن، اولویتبندی کردن، سنجیدن
Beispiele
- Newsmap ''wichtet'' inhaltlich gleichartige Nachrichten und räumt ihnen je nach Häufigkeit mehr Platz ein.Newsmap اخبار مشابه را وزندهی میکند و بسته به فراوانی، فضای بیشتری به آنها اختصاص میدهد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به چیزی وزن یا اهمیت دادن، (در آمار) وزندهی کردن، سنجیدن
- In der Statistik muss man die Daten korrekt wichten.در آمار باید دادهها را به درستی وزندهی کرد.
- Er wichtet seine Worte sehr genau, bevor er spricht.او قبل از صحبت کردن، کلماتش را با دقت زیادی میسنجد.