auswickeln
باز کردن بسته, از لفافه درآوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas auswickeln)
چیزی را از بستهبندی یا لفاف آن خارج کردن، باز کردن.
- Er wickelte das Geschenk vorsichtig aus.او هدیه را با احتیاط باز کرد.
- Bitte wickeln Sie das Baby aus.لطفاً نوزاد را از پوشک درآورید.
2
sich auswickeln
خود را از یک وضعیت دشوار یا پیچیده رها کردن.
- Die Situation wickelte sich langsam zum Besseren aus.وضعیت به آرامی به سمت بهتر شدن پیش رفت.
- Er versuchte, sich aus der Affäre zu wickeln.او سعی کرد خود را از این ماجرا خلاص کند.