einwickeln
پیچیدن، بستهبندی کردن، گول زدن (عامیانه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas einwickeln)
چیزی را با کاغذ، پارچه یا مواد دیگر پوشاندن یا پیچیدن.
- Bitte wickeln Sie die Geschenke sorgfältig ein.لطفاً هدایا را با دقت بستهبندی کنید.
- Er wickelte das Sandwich in eine Serviette ein.او ساندویچ را در یک دستمال پیچید.
2
Akkusativ (jemanden einwickeln)
کسی را با حیلهگری یا جذابیت تحت تأثیر قرار دادن یا گول زدن (مجازی).
- Er hat sie mit seinen charmanten Worten komplett eingewickelt.او با کلمات جذابش کاملاً او را تحت تأثیر قرار داد.
- Lass dich nicht von seinen Versprechungen einwickeln!اجازه نده با وعدههایش تو را گول بزند!