abwickeln

Aussprache: /ˈapˌvɪkl̩n/
Worttrennung: ab·wi·ckeln
فعل

باز کردن (نخ، طناب)، انجام دادن، به پایان رساندن (معامله، کار)

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas abwickeln)

چیزی را که پیچیده شده است، باز کردن؛ باز کردن یک کلاف یا نوار.

  • Er wickelte den Faden von der Spule ab.او نخ را از قرقره باز کرد.
  • Sie wickelte das Geschenkpapier vorsichtig ab.او کاغذ کادو را با دقت باز کرد.
2 Akkusativ (etwas abwickeln)

کاری را انجام دادن یا به اتمام رساندن؛ رسیدگی کردن به یک معامله یا فرآیند.

  • Die Bank wickelt den internationalen Zahlungsverkehr ab.بانک تراکنش‌های بین‌المللی را انجام می‌دهد.
  • Wir müssen diesen Auftrag schnell abwickeln.ما باید این سفارش را به سرعت انجام دهیم.
3 Akkusativ (ein Unternehmen abwickeln)

یک شرکت یا کسب و کار را منحل کردن؛ به فعالیت‌های آن پایان دادن.

  • Nach der Insolvenz wurde die Firma abgewickelt.پس از ورشکستگی، شرکت منحل شد.
  • Die Liquidation des Unternehmens wird noch Monate dauern, bis alles abgewickelt ist.انحلال شرکت ماه‌ها طول خواهد کشید تا همه چیز انجام شود.