abwickeln
باز کردن (نخ، طناب)، انجام دادن، به پایان رساندن (معامله، کار)
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas abwickeln)
چیزی را که پیچیده شده است، باز کردن؛ باز کردن یک کلاف یا نوار.
- Er wickelte den Faden von der Spule ab.او نخ را از قرقره باز کرد.
- Sie wickelte das Geschenkpapier vorsichtig ab.او کاغذ کادو را با دقت باز کرد.
2
Akkusativ (etwas abwickeln)
کاری را انجام دادن یا به اتمام رساندن؛ رسیدگی کردن به یک معامله یا فرآیند.
- Die Bank wickelt den internationalen Zahlungsverkehr ab.بانک تراکنشهای بینالمللی را انجام میدهد.
- Wir müssen diesen Auftrag schnell abwickeln.ما باید این سفارش را به سرعت انجام دهیم.
3
Akkusativ (ein Unternehmen abwickeln)
یک شرکت یا کسب و کار را منحل کردن؛ به فعالیتهای آن پایان دادن.
- Nach der Insolvenz wurde die Firma abgewickelt.پس از ورشکستگی، شرکت منحل شد.
- Die Liquidation des Unternehmens wird noch Monate dauern, bis alles abgewickelt ist.انحلال شرکت ماهها طول خواهد کشید تا همه چیز انجام شود.