umwickeln
پیچیدن (دور چیزی)، لفاف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umwickeln)
چیزی را به دور چیز دیگری پیچاندن یا پوشاندن، اغلب برای محافظت یا بستهبندی.
- Bitte wickle das Geschenk sorgfältig ein.لطفاً هدیه را با دقت بپیچ.
- Er umwickelte den Verband mit Klebeband.او پانسمان را با چسب نواری محکم کرد.