widerfahren

Aussprache: /viːdɐˈfaːʁən/
Worttrennung: wi·der·fah·ren
فعل

رخ دادن، اتفاق افتادن

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem / einer Sache)

برای کسی اتفاق افتادن یا رخ دادن (معمولاً در مورد رویدادهای مهم، سرنوشت‌ساز یا غیرقابل اجتناب، رسمی)

  • Ihm ist ein großes Unglück widerfahren.بدبختی بزرگی برای او رخ داد.
  • Was mag ihr wohl widerfahren sein?چه اتفاقی ممکن است برای او افتاده باشد؟