widerlegen
رد کردن، رد ادعا کردن، اثبات خلاف چیزی
Bedeutungen
1
Akkusativ
نادرستی یک ادعا، نظریه یا استدلال را با مدرک و دلیل اثبات کردن
- Der Anwalt konnte die Vorwürfe leicht widerlegen.وکیل توانست اتهامات را به راحتی رد کند.
- Neue wissenschaftliche Studien haben die alte Theorie widerlegt.مطالعات علمی جدید نظریه قدیمی را باطل کردهاند.