wie aus einem Guss
یکپارچه، بینقص، مثل اینکه از یک قالب بیرون آمده باشد
Bedeutungen
1
به معنای کامل و بینقص بودن، یکپارچه و بدون نقص به نظر رسیدن، گویی که از یک قطعه واحد یا یک قالب ساخته شده است. این اصطلاح هم برای اشیاء و هم برای مفاهیم انتزاعی مانند یک طرح یا برنامه به کار میرود.
- Das neue Gebäude wirkt wie aus einem Guss, sehr modern und einheitlich.ساختمان جدید، یکپارچه و بسیار مدرن و یکدست به نظر میرسد.
- Ihre Präsentation war wie aus einem Guss, alle Teile passten perfekt zusammen.ارائه او بینقص بود، تمام بخشها کاملاً با هم هماهنگ بودند.
- Die Möbel in diesem Raum sind alle wie aus einem Guss, sie passen stilistisch perfekt zusammen.مبلمان این اتاق همگی یکدست هستند، از نظر سبکی کاملاً با هم جور در میآیند.