wie ein Affe auf dem Schleifstein sitzen
مثل میمون روی سنگ سمباده نشستن (کنایه از بد نشستن)
Bedeutungen
1
این اصطلاح به وضعیت ناخوشایند، ناراحتکننده و ناپایدار اشاره دارد. کسی که اینگونه مینشیند، در وضعیت خوبی قرار ندارد و احساس راحتی نمیکند.
- Er saß wie ein Affe auf dem Schleifstein, weil er auf den wichtigen Anruf wartete.او در وضعیت ناخوشایندی بود، زیرا منتظر تماس مهم بود.
- Die Kinder saßen wie Affen auf dem Schleifstein, als sie auf die Eltern warten mussten.بچهها در وضعیت ناراحتکنندهای بودند وقتی مجبور بودند منتظر والدین بمانند.
- Mit diesem unbequemen Stuhl sitzt man wie ein Affe auf dem Schleifstein.با این صندلی ناراحت، آدم احساس راحتی نمیکند.