wie ein Kaninchen vor der Schlange stehen
از ترس خشک شدن، مرعوب و بیاراده شدن
Bedeutungen
1
توصیف حالتی از ترس شدید، شوکه شدن و ناتوانی در حرکت یا واکنش در مواجهه با یک خطر یا موقعیت ترسناک. فرد در این حالت کاملاً فلج و بیاراده میشود.
- Als der große Hund auf ihn zugerannt kam, stand er wie ein Kaninchen vor der Schlange.وقتی سگ بزرگ به سمت او دوید، از ترس خشکش زد.
- Sie stand wie ein Kaninchen vor der Schlange, als der Chef sie zur Rede stellte.وقتی رئیس او را بازخواست کرد، از ترس خشکش زد.
- Vor der Prüfung saß er im Wartezimmer wie ein Kaninchen vor der Schlange.قبل از امتحان، او در اتاق انتظار از ترس خشکش زده بود.