wie ein begossener Pudel
مثل سگ خیس (کنایه از شرمنده، سرافکنده و ساکت بودن)
Bedeutungen
1
این عبارت برای توصیف کسی به کار میرود که به دلیل شرمندگی، خجالت، ناامیدی یا سرزنش شدن، ساکت، بیحال و سرافکنده است، درست مانند سگی که خیس شده و ناراحت و گوشهگیر به نظر میرسد.
- Nachdem er erwischt wurde, stand er da wie ein begossener Pudel.بعد از اینکه گیر افتاد، مثل سگ خیس آنجا ایستاده بود (ساکت و سرافکنده).
- Sie hat die Prüfung nicht bestanden und sitzt jetzt zu Hause wie ein begossener Pudel.او در امتحان قبول نشده و حالا مثل سگ خیس در خانه نشسته است (ناراحت و بیحال).
- Als der Lehrer ihn zur Rede stellte, wurde er rot und war wie ein begossener Pudel.وقتی معلم او را بازخواست کرد، صورتش سرخ شد و مثل سگ خیس ساکت ماند.