wie gerädert sein
بسیار خسته و کوفته بودن
Bedeutungen
1
وضعیت بسیار خسته و کوفته بودن، مشابه ، اما به عنوان یک وضعیت پایدارتر یا توصیف حالتی که فرد در آن قرار دارد.
- Nach dem Marathonlauf war er völlig erschöpft und wie gerädert.پس از ماراتن، او کاملاً خسته و کوفته بود.
- Sie war wegen der vielen Arbeit wie gerädert.او به خاطر کار زیاد، بسیار خسته و از پا افتاده بود.
- Am Montag nach dem langen Wochenende war ich wie gerädert.روز دوشنبه بعد از تعطیلات طولانی، من بسیار خسته و کوفته بودم.