wie gerädert sein

Aussprache: /viː ɡəˈrɛːdɐt zaɪ̯n/
Worttrennung: wie ·ge·rä·der·t ·sein
اصطلاح

بسیار خسته و کوفته بودن

Bedeutungen

1

وضعیت بسیار خسته و کوفته بودن، مشابه ، اما به عنوان یک وضعیت پایدارتر یا توصیف حالتی که فرد در آن قرار دارد.

  • Nach dem Marathonlauf war er völlig erschöpft und wie gerädert.پس از ماراتن، او کاملاً خسته و کوفته بود.
  • Sie war wegen der vielen Arbeit wie gerädert.او به خاطر کار زیاد، بسیار خسته و از پا افتاده بود.
  • Am Montag nach dem langen Wochenende war ich wie gerädert.روز دوشنبه بعد از تعطیلات طولانی، من بسیار خسته و کوفته بودم.