wieder-
پیشوند به معنای دوباره یا بازگشت
Beispiele
- Bei einem ''Wieder''sehen trifft man sich erneut.در یک دیدار مجدد، همدیگر را دوباره میبینیم.
- Wenn ich das verliehene Buch ''wieder''bekomme, erhalte ich es zurück.وقتی کتابی را که قرض داده بودم پس بگیرم، آن را دوباره دریافت میکنم.